فکر کنم همهمان حداقل یک بار این تجربه را داریم؛ پنج دقیقه درباره خرید یک جاروبرقی حرف زدهایم و بعد اینستاگراممان پر شده از مدلهای مختلف جاروبرقی! د ر واقع، این حس که شرکتهای فناوری گوششان را چسباندهاند به زندگی ما و دارند از پشت پرده، سر از کارمان درمیآورند، سالهاست مطرح شده و هر بار هم که این پرسش پیش آمده، صاحبان غولهای فناوری معمولاً از یک جواب روشن طفره رفتهاند و با توضیحاتی مثل اینکه الگوریتمها فقط ما را خیلی خوب میشناسند و از روی رفتارهایمان حدسهای دقیقی میزنند، خیالمان را راحت کردهاند که خبری از تهدید حریم خصوصی نیست؛ اما حالا شرکتهای فناوری خودشان علنی اعلام کردهاند قرار است گجتهایی بسازند که رسماً، گوشهای تمام دنیا باشند. سیانان به تازگی در گزارشی از آیندهای میگوید که در آن اشیایی مثل عینک، دستبند و حتی سنجاق سینه، مدام به اطرافمان خیره میشوند و حرفها را میشنوند؛ آن هم با این توجیه رندانه که هرچه بیشتر از زندگیتان سر در بیاوریم، بهتر میتوانیم به شما خدمت کنیم! خبرنگار سیانان هم برای اینکه ببیند زندگی در این بهشت دیجیتال چه مزهای دارد، چند ماه خودش را به دست این گجتها سپرد. اولش خیلی جالب و هیجانانگیز بود. عینک متا در سفر، بدون اینکه لازم باشد گوشی را از جیب بیرون بیاوری، مکانها را مثل راهنمای تور همهچیزدانی شناسایی میکرد و اطلاعات میداد. یا دستبند آمازون بعد از یک قرار کاری، آدمهایی را که ارزش پیگیری داشتند، به یادش میآورد و مثل یک دستیار، همیشه یک قدم جلوتر بود؛ اما مشکل از جایی شروع شد که گجتها کمکم خیال کردند آدمها را شناختهاند. خبرنگار میگوید یک شب در میان بازی با دوستانش، تنها در حد چند جمله اشاره کرد که احتمالاً پاییز به خانه جدیدی اسبابکشی میکند. چند روز بعد، اپلیکیشن دستبند، فراتر از یک یادآوری ساده برای اسبابکشی، وارد فاز روانشناسی خطرناک شد. دستگاه با لحنی که انگار او را سالها میشناسد، نوشت: «ظاهراً درباره ثبات و حس خانه دچار اضطراب هستی؛ بهتر است از گوشه موردعلاقه خانه فعلیات عکس بگیری تا بعد از اسبابکشی دلتنگ نشوی!» در حالی که او اصلاً چنین حسی نداشت و هیچوقت آن را به زبان نیاورده بود. دستبند، از دل چند تکه پراکنده مکالمه، یک تحلیل شخصیتی کامل برایش ساخته بود. آمازون هم با خونسردی پاسخ داد که این قابلیت در حال یادگیری است!
خبرنگار اعتراف میکند که بیشتر وقتها این گجتها در ته کولهپشتی یا داخل کشو میز میماندند؛ چون پرسیدن از دوستان در میان یک شام صمیمانه که «اشکالی ندارد هوش مصنوعی هم این حرفها را بشنود؟» مثل ریختن سطل آب یخ روی گرمای گفتوگو بود. اما مدیران سیلیکونولی این فضولی سیستماتیک را تازه اول راه میدانند و میخواهند موجودی بسازند که نه فقط کارهای خانه، که بار سنگین تصمیمگیریهای زندگی را از روی دوش ما بردارد؛ اما این طرح مخالفان جدی زیادی دارد. پیشتر در همین صفحه گفتیم عینکهای هوشمند متا همین حالا هم با فیلمبرداریهای یواشکی، بدجوری خبرساز شدهاند. داستان زنانی که بدون اجازه، تصویرشان سر از شبکههای اجتماعی درآورده، حتی صدای لرد (خواننده مشهور) را هم درآورده است. متا؛ اما برای خالی نبودن عریضه، مدعی است برای حفظ حریم خصوصی، هنگام ضبط، چراغی روی عینک روشن میشود که امکان خاموش کردنش نیست؛ اما واقعاً چند نفر از ما هنگام معاشرت، به جای خیره شدن به چشمهای طرف مقابل، حواسمان پی چراغ ریز روی دسته عینک او است؟ کارشناسان حریم خصوصی هم معتقدند این ابزارها ذاتاً مرزشکن هستند. مسئله فقط ضبط شدن نیست؛ مسئله این پارانویای مدرن است که دیگر نمیدانیم کی در حال ضبط هستیم و کی نه.
۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۸
کد مطلب: ۱۱۵۹۲۳۳
فکر کنم همهمان حداقل یک بار این تجربه را داریم؛ پنج دقیقه درباره خرید یک جاروبرقی حرف زدهایم و بعد اینستاگراممان پر شده از مدلهای مختلف جاروبرقی!
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما